على محمدى
46
شرح اصول استنباط ( فارسى )
احتمال سميّت در مايع را كه مىآورديم آوردهاند و قيد هم كردهاند كه احتمال ضرر با احتمال عدم ضرر از هرجهت مساوى باشد و خلاصه احتمال عقلائى باشد . در خاتمه مصنف دو نكته مىآورند : 1 - گاهى احتمال ضرر قوى است ولى ضرر محتمل يسير و ناچيز است و گاهى بالعكس يعنى ضرر محتمل مهم است ولى احتمال آن يك احتمال نيش غولى و كانياب اغوال است كه عقلاء عالم بدان اعتنا نمىكنند اين هردو از محل بحث موضوعا خارجند و بحث ما در احتمال ضررى است كه هم احتمالا و هم محتملا عقلائى و مهم باشد و در اينجا لا شك در اينكه عقلا دفع آن لازم است . 2 - براى بعضى شبههاى پيش آمده و خيال كردهاند كه ضررهاى دنيوى ولو متيقن آن هم واجب الدفع نيست تا چه رسد به ضرر محتمل و مثال آوردهاند به اينكه گاهى عضوى از اعضاء فردى فاسد مىشود مثلا دست يا پا يا چشم و . . . كه اگر آن عضو قطع نشود به بقيه اعضاء سرايت كرده و انسان را از پاى درمىآورد حال اين قطع عضو ضرر قطعى است و عمرى را بايد آدمى با معلوليت بسر برد ولى معذلك آدم تن به اين جراحى يا قطع عضو مىدهد و عقل هم آن را تقبيح نمىكند . مصنف مىفرمايد : گاهى هست كه ضرر صرف است و دنبال آن هيچ نفعى نيست و گاهى هست كه ضرر يسير ولى بدنبالش نفع عظيم است و گاهى هم از باب ارتكاب اقل الضررين و دفع افسد به فاسد است يعنى تن به ضرر قليل مىدهد تا گرفتار ضرر كثير نشود حال محلّ بحث ما در قسم اوّل است و مثالى كه شما آورديد از نوع ثانى و ثالث است و چنين مواردى را عرف ضرر محسوب نمىكند بلكه صريحا مىگويد : به نفع اين آدم است كه عضو فاسد را قطع كند و الّا عمرى گرفتار